ميرزا محمد على وفا زواره اى
140
تذكرهء مآثر الباقريه ( فارسي )
آن مهر چرخ جود كه ايّام گويدش * خورشيد را به ذرّه ، برابر فكندهاى اى باقر علوم كز اقبال و عدل خويش * بنياد ظلم را از جهان برفكندهاى « 1 » گر خاطرت نه بحر گهرخيز ، ازچهرو * در هر كنار ، اين همه گوهر فكندهاى بر مجمر خور ، از پى دفع گزند خويش * هر صبحدم ، سپند ز اختر فكندهاى بر كشتى شريعت دين نبى ، ز علم * ز آسيب باد حادثه ، لنگر فكندهاى خور نيست رخ نموده ز مشرق ، كه هر سحر * نور ضمير خويش ، به خاور فكندهاى ملك وجود دشمن دين رسول را * بگرفته [ و ] به شهر عدم در فكندهاى شهباز اوج عدلى و اندر دل عقاب * صد وحشت از صفير كبوتر فكندهاى در چين ، خراج از كف خاقان گرفتهاى * در روم ، افسر از سر قيصر فكندهاى
--> ( 1 ) - ( اين بيت را اضافه دارد . )